اسفند و خاطراتش
اسفند سلام خوش اومدی،تو بوی عید میدی،خانه تکانی،خرید،سرمای بی سامان هوا و مرور خاطرات یازده ماه پیش...اسفند جان بی شک مهربانی که با جمعه اومدی الهی خوش قدم باشی و اونقدر برایمان شادی و عشق آورده باشی که تا تکرار دوباره ات یاد کنیم.دختر زیبا و نازنینم اینروزا مثل بقیه روز و ماهها که گذشتن شاهد بزرگتر شدنت هستم.خیلی خوب صحبت میکنی و فراوون کلمه میگی ولی باز برگشتی به عادت قدیم شبا خیلی دیرمیخوابی و همش میخوای بازی کنی،کارتون ببینی عاشق تام و جری شدی و میخ کوبش میشی.به تب لت هم خیلی وابسته شدی نمیدونم چطوری این عادتو ازسرت ببرم خیلی میترسم چون خیلی گوشه گیر میشه آدم با این تکنولوژی خداروشکر هوا بعد از چندروز بارندگی صاف و تمیزشد.خیلی هم سرد ...
نویسنده :
مامان مهناز
1:57







